23 آدر 1932
علیرضا پناهی یک عضو NGO حمایتی کودکان کار احتمال گرایش کودکان زبالهگرد را به اعتیاد بسیار بالا برآورد میکند و میگوید: کودکان زبالهگرد دو، سه روز تحمل سختی کار را میکنند اما بعد از چندی از سوی افراد سودجو یا باندها مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، بهطوری که این کودک ترجیح میدهد بهجای حمل یک کیسه سنگین و چندشآور زباله و سود کم، مقداری موادمخدر را جابهجا کرده و پول بهتری بهدست آورد. پناهی ادامه میدهد: کودکان بازیافتی را میتوان در مراکز تجمع زباله شناسایی و ساماندهی کرد تا از خطرات و آسیبهای ناشی از این کار در امان بمانند. مظفر یکی از کودکان زبالهگردی است که درحال جمعکردن سرنگهای پراکنده در اطراف تل خاکی بهشتزهراست و روی انگشتانش آثار خراشیدگی و زخم مشهود است. او سرنگهایی که در آنها خون خشکیده اثری بهجا گذاشته و ظروف و بطریهای پلاستیکی را در گونی چرکی ریخته و ته سیگارها را با احتیاط در جیب میگذارد. وقتی از او در رابطه با موادمخدر میپرسم با هراس از پاسخ دادن طفره میرود، اما بعد که دوست کوچکتر از خودش تهمانده سیگار روشنی را برایش میآورد پک عمیقی که به آن میزند و دمی به مواد زدن را جزئی از اوقات فراغت کودکان زبالهگرد میداند. مظفر میگوید: بارها دست او و دوستانش در موقع جداکردن سرسوزنها از سرنگهای آلوده خراشیده و زخمی شده. او هر چند از ایدز و راههای انتقالش چیزی نمیداند اما بارها معتادانی را دیده که با زخمهای عمیق در بدن در میان زبالهها جان دادهاند.
لینک خبر : http://armandaily.ir/?News_Id=62528
